تبليغاتX
آینده را ..

chyra

نامجو تهمی

chyra

http://chyra.blogfa.com

آینده را ..

آینده را ..

آینده را ..

آینده را ..

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

آینده را  ..
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
جوان تریبون لینکستان آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
 

 
موضوعات
   
 
   
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  حکومت نظامی غیر رسمی
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387

"فرمانده بسيج از استقرار نيروهايش در محلات و پايگاهها و شروع گشت های خيابانی در سراسر کشور از آخرين روز هفته بسيج خبر داده و گفته است:"گشت‌هاى بسيج در محله‌ها و كوى و برزن با حضور خود فضا را به گونه‌اى فراهم مي‌كنند كه اتفاقى نيفتد"
این یک اعلام جنگ تمام عیار به مردم است، یک تهدید علیه هرگونه اعتراض در جامعه است .
 اگر در اوایل شروع این مانور مسائل دیگری مانند "کمک به مردم در زمان زلزله و تامین امنیت جامعه" مطرح بود اکنون دیگر همه چیز فرق کرده است. تصاویر منتشر شده از این مانور، نیروهای ضد شورش را نشان می دهد که با کلاه خود و باتوم در مراکز شهر مستقر شده اند.بگفته فرمانده بسیج همانطور که قابل پیشبینی بود، بسیج دیگر قرار نیست این نیروها را به پایگاه های خود برگرداند و از پایان هفته بسیج ، این نیروها در تمام محلات شهرهای بزرگ به گشت زنی خواهند پرداخت.معنی ساده این تصمیمات دولت، یک حکومت نظامی غیر رسمی  است.این یک اعلام جنگ آشکار به مردم است . از این ببعد جلو تجمعات جوانان را در شبها به بهانه تامین امنیت خواهند گرفت، زنان مورد تعرض بیشتر اوباش بسیج قرار خواهند گرفت و جامعه حالت نیمه فوق العاده بخود خواهد گرفت.
تعرض آشکار رژیم به آخرین نشانه های زندگی متمدن در جامعه به اوج خود رسیده است، فضای جامعه به شدت نظامی شده است و رژه نظامیان در پایتخت ایران،  چنگ و دندان نشان دادن رژیم به مردم است.
چرا جمهوری اسلامی در این شرایط دست به این تحرکات زده است؟
موقعیت سیاسی رژیم با اوج گرفتن بحران اقتصادی بشدت شکننده تر شده و جنگ جناح های درونی جمهوری اسلامی وارد مرحله ای تازه شده است .
هر دوجناح در پیشبینی هایشان به این نتیجه رسیده اند که مردم به ادامه این روند فقر و بیکاری اعتراض خواهند کرد و از هم اکنون با اوج گرفتن اعتراضات کارگری نشانه های آن نمایان شده است.
هدف جمهوری اسلامی از کشاندن نیروهای نظامی خود به خیابانها و محلات ارعاب مردم است ، هدف ترساندن مردم از قدرت سرکوب هر گونه اعتراضی است.
اگر تا چند ماه پیش با قیمت سرسام آور نفت میشد در سطحی محدود جوابگوی گرسنگی مردم بود، اگر تا چند ماه پیش به بهانه احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران میشد مردم را سرکوب کرد، اگر تا چند ماه پیش با شعار مرگ بر آمریکا میشد مردم را سرگرم کرد، اکنون دیگر نمی شود.
 نمی شود دیگر با وعده، جوابگوی شکم های گرسنه اکثریت مردم بود، دیگر نمی شود با آزمایش موشکها و سلاح های سنگین مردم را از نگرانی حمله به ایران ترساند. دیگر نمی شود بعد از فرستادن نامه تبریک به رئیس جمهور آمریکا(از ترس فشارهای اقتصادی بیشتر) مردم را با شعار مرگ بر استکبار سرگرم کرد.
اما تاوان این بن بست همه جانبه جمهوری اسلامی را مردم باید بدهند، آیا کارگران و قشر تحت فشار جامعه زیربار این تعرض اشکار خواهند رفت؟
جمهوری اسلامی آخرین سعی خود را خواهد کرد که با هرگونه اعتراضی، به وحشیانه ترین شیوه برخورد کند و حضور نیروهای نظامی در شهرها به همین منظور است .آیا جمهوری اسلامی قدرت سرکوب اعتراضات گسترده مردم را خواهد داشت؟
جواب دو سوال بالا، مسئله ماندن و رفتن جمهوری اسلامی است.
چاره کار اما  اعتراضات پراکنده نیست، چاره کار به تنهایی اعتراضات دانشجویی هم نیست، چاره کار حتی اعتصابات پراکنده کارگران نیست.این اعتراضات  در جامعه وجود دارند و خوب هم هست که مردم با هر درجه از توان در مقابل رژیم مقاومت می کنند. این قانون عمل و عکس العمل است.
اما جواب ابن معضل متحدانه به جنگ رژیم رفتن است،جواب، اعتصابات سازماندهی شده و گسترده کارگری است. جواب به میدان کشیدن پتانسیل اعتراضی هر بخش از جامعه ، زنان ، دانشجویان و جوانان و مردم متنفر از جمهوری اسلامی است و جواب به تعطیلی کشاندن جامعه و خیز برداشتن برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. این امر بدون حزب و بدون سازماندهی حزبی غیر ممکن است. باید دید کارگران جوانان و زنان جامعه ایران حول این ضرورت تاریخی متحد و متشکل میشوند؟

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  نظامیان در پایتخت
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه بیست و یکم آبان 1387

 از پیامدهای تشدید بحران اقتصادی جمهوری اسلامی و کشمکشهای درونی جمهوری اسلامی آنهم  هم در آستانه مضحکه انتخاباتی ایران، تعرض گسترده تر این رژیم به جامعه و به مردم است. گسیل نیروی بسیجی وانتظامی ومانورهای اخیر در تهران تنها گامی در این سرکوبگری وسیع و تدارک دیده شده است. 
عبدالله عراقی، فرمانده سپاه محمد رسول الله در تهران اعلام کرد که گشت های شبانه نیروهای بسیجی با دستور فرمانده کل سپاه در تهران آغاز شده است.
 هنوز بیشتر از 10 روز از انتشار خبر بازگشت گشت های بسیج به  شهر تهران نگذشته بود که نیروی انتظامی هم اعلام کرد مانوری را در خیابانها و میادین اصلی شهر تهران برگزار می کند.
 هر دو نیرو اعلام کرده اند که، نیروهای خود را برای حفظ امنیت شهروندان به خیابانهای تهران می فرستند. در حالی که هم مردم و هم جمهوری اسلامی میدانند که بزرگترین عامل اغتشاش و آزار و اذیت مردم همین نیروهای بسیجی و نظامی و انتظامی هستند. به وضوح پیدا است که هدف چیز دیگری است. سرکوب جامعه و مردم و معترضین و مخالفان نظام و شورشهای احتمالی در تهران.
دلایل زیادی را  برای حضور نیروهای نظامی در تهران اعلام کرده اند که از جمله این دلایل " انتقال سریع نیرو از سایر استانها به تهران" و "نمایش قدرت" است. البته دلایل دیگری  هم عنوان شده است، که این  نظامی کردن پایتخت زیاد سئوال برانگیز نشود. اما هر چه باشد این مانورها شروع دوره تازه ای از سرکوب را در ایران گوشزد می کند. وگر نه انتقال نیرو از استانها به تهران و نمایش قدرت چه ربطی به امنیت عمومی دارد. البته خود جمهوری اسلامی هم نمی خواهد این موضوع را پنهان کند، چرا که سالها است با زندان و شکنجه مبارزین و معترضین علیه هرگونه اعتراضی،  شمشیر را از رو  بسته است.
مردم ایران خاطره تلخی از هر دوره بحران جمهوری اسلامی دارند.
 دوبار جمهوری اسلامی بعد از پایان بحران های خود، شروع به اعدام مخالفین و خفه کردن هر صدای معترضی کرده است. بار اول  در سال 60 بعد از اینکه توانست بر انقلاب مسلط شود و بار دوم در سال 67 بعد از پایان جنگ عراق و ایران.
 آیا مردود شدن احتمال حمله امریکا به ایران و کور کوری خواندن جمهوری اسلامی برای آمریکا میتواند  تکرار وحشتناک تاریخ باشد؟ این امر به چند دلیل بستگی دارد. نخست اینکه آیا جمهوری اسلامی قدرت سرکوب، مانند سالهای 60 و 67 را دارد؟ و دوم اینکه آیا مردم مانند آن سالها ،نظاره گر اعدام دسته جمعی فرزندانشان خواهند ماند و اعتراضی نخواهند کرد؟ و سوم اینکه آیا تغیرات عمده در دنیای امروز نسبت به آن سالها به جمهوری اسلامی اجازه این کار را خواهد داد؟ در این نوشته قصد پاسخگوی به این سووالات را ندارم بلکه می خواهم  نشان دهم که حضور مجدد نیروهای نظامی و شبه نظامی در خیابانهای تهران شروع طرح عملیات بزرگتری علیه مخالفین جمهوری اسلامی در داخل، یعنی اکثریت جامعه ایران است.
سال 60 بعداز اینکه جمهوری اسلامی احساس کرد که دیگر قدرت سرکوب مخالفان خود را دارد و حکومتش را تا حدی مستحکم کرده بود، گشت های  نیروهای مسلح را در شهرها به شدت زیاد کرد، دستگیری های گسترده شروع شد و به قصد ارعاب مردم شروع به اعدام مخالفان کردند. این اتفاق در سال 67 نیز تکرار شد و با پایان جنگ دوباره سروکله نیروهای نظامی در خیابانها پیدا شد و همان شد که دیدیم، هزاران نفر زندانی و اعدام شدند.  علائم نشان می دهد که ممکن است جمهوری اسلامی بعد از سالها دوباره تصمیم داشته باشد دست به سرکوب گسترده بزند. باید جلو این فاجعه را گرفت!
یقینا گشت های بسیج برای شروع، دست به آزار و اذیت زنان و جوانان خواهند زد و به بهانه های واهی ، مانند حجاب و  اینگونه مسائل  رعب و وحشت را دوباره در ابعاد وسیع به جامعه برمی گردانند و بعید نیست که  در ادامه این حرکت دست به اعدام مخالفین سیاسی به عنوان اراذل و اوباش نزنند.
این حرکت را باید در نطفه خفه کرد! قبل از اینکه بخواهد ابعاد وسیعی به خود بگیرد.
جمهوری اسلامی با این حرکت می خواهد عکس العمل مردم را بسنجد. یقینا اگر این مانورها و این گشت های بسیج با تعرض مردم مجبور شوند که به پادگان های خود برگردند، جمهوری اسلامی از بازی کردن دوباره این سناریو کهنه دست خواهد کشید و توازن قوا در جامعه به نفع مردم عوض خواهد شد. در این راستا باید متحد و متشکل شد. راه دیگری نیست.
جوانان در این میان نقش مهمی را بازی خواهند کرد . جوانان هر محله می توانند با سازمان دادن خود مانع حضور گشت های بسیج در محله خود شوند. این تنها و بهترین  راه ممکن برای شکست این برنامه است.
***


نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  بحران سرمایه داری ، فاجعه بیکاری
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه چهاردهم آبان 1387

بان کی مون دبیر کل سازمان ملل اخیرا در کنفرانسی هشدار داد که  بحران کنونی(بحران سرمایه) فقط نزدیک به بیست میلیون کارگر مهاجر را بیکار خواهد کرد.کارگرانی که هیچ سرمایه ای نداشتند و اکنون باید قربانی بحران سرمایه داران شوند. بحث فقط برسر این بیست میلیون کارگر مهاجر که نه بیمه دارند و نه حقوق بیکاری نیست، بحث فقط گرسنه شدن خانواده این بیست میلیون هم نیست، بلکه بحث برسر تحولی منفی است که قرار است طبقه کارگر در سراسر دنیا را به کام خود فرو ببرد.

 سرمایه داری به بحران بی سابقه ای دچار گشته  است. قابل پیش بینی بود که چنین بحرانی روزی دنیای سرمایه داری را فراخواهد گرفت. اما طنز تلخ ماجرا اینجا است که صاحبان سرمایه قرار است ضرر های اخیر خود را بین کارگران به نسبتی کاملا نا متعادل تقسیم کنند و تاوان این بحران را باید کارگران با بیکاری و گرسنگی مطلق و یا در بهترین حالت کار شاقتر با درآمد کمتر جبران کنند.

 این بحران، بار دیگر عمق ضدیت بنیادی نظم سرمایه را با کارگر و حقوق کارگر چهره ریاکار و دروغگوی آن نمایان کرد. در این رابطه بد نیست که به یک نمونه اشاره کرد.

چندی پیش پرستاران در سوئد برای افزایش چند درصدی حقوق ماهانه خود اعتصاب کردند. بعد از مدتی صدای دولتمردان سوئدی بلند شد که "دولت قدرت پرداخت حقوق بیشتر به پرستاران را ندارد". اما همین دولت چند ماه بعد و بعد از شروع بحران مالی و ورشکسته  شدن بانکهای امریکا، یک روزه دویست میلیون کرون به بانک های سوئد تزریق کرد. باز هم مالیاتی که کارگران برای رفاه بیشتر جامعه به دولت پرداخته بودند ، به جیب سرمایه داران سرازیر شد و دولت قول داد ضمانت بانکی سرمایه ها را افزایش دهد. باید پرسید چگونه بود برای افزایش حقوق پرستاران پول وجود نداشت ، اما صدها  برابر رقم مورد نیاز پرستاران فورا به بانکها تزریق شد.

 

به علاوه کارگران زیادی نیز تنها منبع درآمدشان یعنی کارشان را از دست دادند، برای نمونه تمام کسانی که از سال 2000 به بعد به استخدام شرکت ولوو در آمده بودند از کار اخراج شدند.

 

 اما این بحرانی که قربانیان اصلی آن طبقه کارگر در سراسر دنیا خواهد بود، بحرانی مقطعی نیست . بیمه  های بیکاری در بیشتر کشورهای دنیا وجود ندارند و در جاهایی که وجود دارد در چند سال گذشته به شدت کاهش یافته است. حتی در کشورهایی که بیمه بیکاری وجود دارد ، با وجود این بحران و افزایش قیمت ها کارگران بیکار شده نمی توانند زندگی خود را پیش ببرند.

حالا دیگر بحث بر سر نابودی زندگی بخور و نمیری است که به طبقه کارگر تحمیل شده است. قدرت خرید مردم روز به  روز کمتر می شود و همین مسئله این بحران را تجدید خواهد کرد. چرا که کالاهای  کارخانه ها با این وضع بفروش نخواهد رفت و این مسئله سبب ورشکست شدن یک به یک کارخانه های بزرگ خواهد شد و همین مسئله میلیون ها کارگر دیگر را نیز بیکار خواهد کرد.

 افزایش این بحران طبقه کارگر دنیای غرب را نیز وادار به واکنش خواهد کرد. بعید نیست که شورش هایی که در یک سال گذشته در بعضی از نقاط دنیا( که به شورش گرسنگان مشهور شد) و به طور خود جوش بوجود آمد، سراسر دنیا را در بر نگیرد و بعید نیست که بدون حضور یک کمونیسم دخالتگر، جناحهایی از خود بورژوازی عصیان طبقه کارگر و مردم را در مسیری بر ضد خود کارگر و جامعه کانالیزه نکنند.

ادامه این بحران به کجا خواهد انجامید؟

 سالها قبل الوین تافلر در کتاب "موج سوم" آینده دنیا را ترسیم کرده بود او در این کتاب آینده دنیا را همانگونه که تا امروز بود در پیشرفت هر چه بیشتر سرمایه تا پایان تاریخ پیش بینی کرده بود ، ظاهرا موج سوم پایان تاریخ بود.

  امروز همه جا بحث بر سر بازگشت مارکس است، حتی  میدیای غربی هم از نوشتن در مورد آن واهمه ندارند. کتاب های مارکس دوباره پر فروش شده است.

 ولی حتی بازگشت دوباره مارکس و مد روز شدن آثار وی به خودی خود مشکلی را حل نمی کند.مسئله امروز  طبقه کارگرو راه نجاتش احیای انقلاب کارگری اکتبر و لنینی را می طلبد که مارکس و ایده هایش را زمینی پراتیک کند.

آیا لنینیسم دیگری  برای تعبیر و استنتاج تفاسیر دوباره مد شده مارکس پا در صحنه سیاست  دنیا خواهد گذاشت؟ این نیاز زمانه است.  باید دید.
نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  یک شعر قدیمی همیشه تازه
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه ششم آبان 1387
معلم پای تخته داد می زد


صورتش از خشم گلگون بود


و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود


ولی ‌آخر کلاسی ها


لواشک بین خود تقسیم می کردند


وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد


برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان

 
تساوی های جبری رانشان می داد


خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک


غمگین بود


تساوی را چنین بنوشت


یک با یک برابر هست


از میان جمع شاگردان یکی برخاست

همیشه یک نفر باید به پا خیزد


به آرامی سخن سر داد


تساوی اشتباهی فاحش و محض است


معلم


مات بر جا ماند

 
و او پرسید


گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز


یک با یک برابر بود


سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت


معلم خشمگین فریاد زد


آری برابر بود


و او با پوزخندی گفت


اگر یک فرد انسان واحد یک بود


آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود


وانکه قلبی پک و دستی فاقد زر داشت


پایین بود


اگر یک فرد انسان واحد یک بود


آن که صورت نقره گون


چون قرص مه می داشت


بالا بود


وان سیه چرده که می نالید


پایین بود


اگریک فرد انسان واحد یک بود


این تساوی زیر و رو می شد


حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود


نان و مال مفت خواران


از کجا آماده می گردید


یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟

یک اگر با یک برابر بود


پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟


یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟


یک اگر با یک برابر بود


پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟


معلم ناله آسا گفت


بچه ها در جزوه های خویش بنویسید


یک با یک برابر نیست

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  مصاحبه ها با صدا و سیما ... البته اونهای که پخش نشد
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه دوم آبان 1387
.....

......

 

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  عکس ، زوج جوان ..
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه دوم آبان 1387
نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

درباره وبلاگ
 
 
 

 
لیست دوستان

برای اعضای گروه
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com