تبليغاتX
آینده را ..

chyra

نامجو تهمی

chyra

http://chyra.blogfa.com

آینده را ..

آینده را ..

آینده را ..

آینده را ..

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

آینده را  ..
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
جوان تریبون لینکستان آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
 

 
موضوعات
   
 
   
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  شمیم خوانده ای با شعر های پر معنی
مرتبط با : از دیگران
ارسال شده در: سه شنبه دوم مهر 1387

شمیم خواندده ایرانی مقیم سوئد. قبلا اهنگی از ایشان گذاشته بودم که کفیتی خیلی بدی داشت اکنون همین اهنگ را با کیفیت خوب براتون گذاشتم بقیه اهنگ های شمیم را می توانید از لینک زیر ببینید

 http://www.youtube.com/user/shamimmusicyara

 

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  اعتصاب غذا و زندانی "کرد"
مرتبط با : از دیگران
ارسال شده در: جمعه هشتم شهریور 1387

چند روز است خبر اعتصاب غذا ی زندانیان در زندان های ایران از سوی تشکیلات "حقوق بشر کرد" پخش شده است. خواستهای زندانیان که در 6 ماده اعلام شده است، همگی آنها برحق اند و ربطی به کرد یا فارس و ترک بودن زندانی ندارد.  بیانیه ای مستقل از سوی زندانیان داده نشده است. مطلبی در مورد اعتصاب غذا منتشر شده است که ربطی به اینکه کردها یا فارس های زندانی! دارند اعتصاب میکنند ندارد.
"مجموعه فعالان حقوق بشر" در آخرین اخبار خود از زندانها بر اعتصاب غدای تعدادی از زندانیان تاکید دارد و اضافه میکنند که همراه با زندانیان مورد نظر "حقوق بشر کرد" "زندانیان "دیگر" هم در اعتصاب غذا هستند.

 تلاشی که "تشکیلات حقوق بشر کرد" دراین چند روزه کرده است چسباندن "کرد" و "زندانی کرد" به این اعتراض زندانیان است.
اینکه زندانیان باید آزاد شوند، اعدامی ها باید بدون قید و شرط لغو شوند اینکه سران رژیم جنایتکار را باید در زندان نگاه داشت و زندانیان را آزاد کرد، مبارزه ای است که پیگیرانه از سوی همه مردم مبارز و بسیاری کانون و جمعیت و سازمان ها و جریانات سیاسی در جریان است.
 یک ماه گذشته شهرهای کردستان شاهد اوج این مبارزات بود و مردم با حضورشان و با تاکید بر خواستهای انسانی و لغو حکم اعدام و آزادی زندانیان سیاسی مانع اعدام فرزاد کمانگر شدند این بدون تردید باید ادامه داشته باشد. مبارزه در بیرون و در زندان باید ادامه داشته باشد و زندانیان بسیاری در برابر بی عدالتی ها و پاپوش دوزی ها پشت میله های زندانند و مبارزه میکنند اینها همه مقاومت و مبارزه را دامن زده است.زندانیان زیادی در زندانها هستند، از اسالو تا فرزاد کمانگر و هانا عبدی و فرهاد حاج میرزایی تا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و... تا زندانیان سیاسی محکوم به اعدام تا فعالین اول ماه مه که به زندان و شلاق محکومند و ... همه در برابر یک رژیم وحشی و جنایتکار قرار دارند که باید مبارزه ای توده ای و در همه اشکال ممکن برای ازادی آنها را دامن زد.این زندانیان و این تبلیغات تفرقه افکنانه و قومی "حقوق بشر کرد" را ببینید، چه ربطی به این فضای زندان و مبارزه مردم دارد؟ منفعت زندانی در این است که متحد باشد، شکنجه گر و بازجو و رژیم را ناکام کند و فراخوان بدهد که مردم برای آزادیش تلاش کنند، خانواده ها پیگیری کنند و مردم حمایت کنند، در حالی که اعتراض زندانی دارد به کرد و ترک و فارس کانالیزه میشود و این عین تفرقه ای است که "حقوق بشر کرد" و رژیم دنبال آن هستند. منتسب کردن زندانیان به ملت ها و عشایر و مذاهب مختلف عین ارتجاع است و باید زندانیان و مردم آگاه از آن خودداری کنند. زندانیان باید آگاهانه از منتسب کردنشان به این بسته بندی های ملی دوری کنند و این در درجه اول به ضرر زندانیانی است که باید مورد حمایت توده ای قرار بگیرند تا ازادی شوند و یا موجب اعدامشان شوند.

واقعیت این است که اعتصاب غذا ، اعتراض مناسبی نیست. این روش به جای تاثیر بر زندانبان زندانی را از بین میبرد. این روش را نباید اتخاذ کرد و توصیه ما به زندانیان این است که اعتصاب غذا راه حل مناسب مبارزه آنها نیست و راه های دیگری برای مبارزه خود انتخاب کنند.راه هایی که مطلقا زندانی را از منتسب کردن به  ملت و قوم خاصی دور کند و صفی متحد و محکم همراه با اعتراض بیرون از زندان را پیش ببرند. این ها قابل حمایت هستند.زندان های تبریز و تهران و کرج اگر قرار است بر سر برپا دارندگانش ویران شود و اگر قرار است زندانیان را از آنجا ها ازاد کنیم، بیش از "کرد" ها بوسیله مردم آزادیخواه و رادیکال این شهرها شکسته خواهد شد وزندانیان بر دوش آنها ازاد میشوند همچنان که در سنندج و مهاباد و ارومیه نیز چنین خواهیم کرد.

"حقوق بشر کرد" که بشر را به کرد محدود کرده است و چشم دیدن انسان های دیگر را ندارد و آدم های هم سرنوشت را نمیبیند مثل همیشه و در زندان هم عامل تفرقه، رنگ قومی زدن به هر اعتراض و هر مطالبه انسانی زندانی و عملا اشاعه دهنده افکار و اعمال ارتجاعی است.

قبلا "دانشجویان کرد" "زنان کرد" " کارگران کرد" "معلم کرد"  داشتیم و "زندانی کرد" هم اختراع شد.  اینها همه اجزا ساخته شده از طرف جنبش ناسیونالیستی است تا به مبارزه مردمی که درگیر با رژیم اسلامی و قوانین سرکوبگرانه اش هستند رنگ ملی و ناسیونالیستی بزند.  این واقعیت نداشته و ندارد و زندانیان هم از این امر مستثنی نیستند.

 کمیته کردستان حزب حکمتیست

6 شهریور 1387
27 آگوست 2008

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  زنده باد مردم آزاده مریوان و شهرک کانی دیار! جنایت هرچه هولناک تر، ناموس خانواده محفوظ تر، اسلام در
مرتبط با : از دیگران
ارسال شده در: پنجشنبه هفتم شهریور 1387

زنده باد مردم آزاده مریوان و شهرک کانی دیار! جنایت هرچه هولناک تر، ناموس خانواده محفوظ تر، اسلام در قدرت مفتخرتر!

 

ثریا شهابی

 ٢٤ اوت ٢٠٠٨
Soraya.shahabi@gmail.com

 ٢٥  تا ٣١ مرداد ، مردم مریوان و شهرک کانی دیار، دو تحرک و  طپش،   یکی ضدانسانی - اسلامی و دیگری انسانی- انقلابی را  شاهد بودند. اولی در حمایت اسلام، قانون، فرهنگ و نظام حاکم مرتکب قتل ناموسی فجیعی شد، رسما قاتل مورد حمایت قرار گرفت و دیگری ابراز وجود یک همبستگی انسانی،  مردمی،  متشکل و متحد بود که به قاتل و شرکای قتل و قاتلین بعدی، درسهای فراموش نشدنی داد. در این مقطع جلوه ای از جنبش مردمی که محکم و قاطع در مقابل سرتاپای نظام حاکم، در دفاع از حق زن بی چون و چرا ایستاد، عرض اندام کرد.  
در این فاصله مریوان و شهرک کانی دیار، یکی از فجیع ترین جنایات ناموسی و باشکوه ترین جلوه اعتراض رادیکال به قوانین و فرهنگ آدم کش اسلامی را شاهد بود. ٢٥ مرداد  پدری در اعتراض به اقدام دختر ١٩ ساله ش، فرشته نجاتی، برای خارج شدن از ازدواج ناخواسته مرتکب جنایت هولناکی میشود. پدر برای حفظ شرف و ناموس اسلامی – قومی و خانوادگی،  دختر بیگناهش را وحشیانه سر میبرد و ذبح اسلامی میکند. مردم مریوان و شهرک کانی دیار این جنایت، قتل عمد و نقشه مند "خانوادگی" را تحمل نمی کنند، به محض اطلاع از این فاجعه، به حرکت در میآیند و در صف دو هزار نفره و با حمل پلاکاردهایی در اعتراض به قوانین اسلامی  ضدزن،  قوانین حیوانی که به پدر حق قتل فرزند وجگرگوشه اش را میدهد براه می افتند، پس از راهپیمایی و تظاهرات در مقابل دادگستری اجتماع میکنند.  
مردم به حرکت در میآیند، به  قاتل و پدرجنایتکاری که بیرحمانه فرشته نگون بخت را به دیار مرگ فرستاد، به شرکای  اصلی این قتل اسلامی که بر مسند قدرتمنداند، و به جنبش دفاع از حقوق زن، درسهای فراموش نشدنی دادند. دوهزار نفر،  بغض و اندوه مرگ فرشته بیگناه را باروت انفجار خشم و نفرت از زن ستیزی حکومتی میکنند که مسبب، مشوق، بانی و سازمان دهنده اصلی سیستم ضد زن و ضد بشری حاکم است. این صف آگاه و متشکل که قاتل و قاتلین را میشناسند، به حرکت در میآید و خواهان  لغو تمام قوانین اسلامی ضدزن از قانون اساسی و دستگیری و محاکمه قاتل میشود. مردم در صف هزاران نفره در اعتراض به تمام  قوانین ضد زن اسلامی، قوانین که به پدر حق قتل فرزند را میدهد، به مصاف حکومت میروند.
رژیم آدم کشان، مشوق و حامی قتل دولتی و  خانوادگی زنانی که مرز محدویت های اسلامی – قومی و مردسالارانه را زیر پا گذاشه اند، مامورین جمهوری اسلامی در مقابل این حرکت برای خفظ کیان اسلام و قانون و فرهنگ و اخلاق حاکم، از قاتل حمایت میکند. مامورین جمهوری اسلامی به مردم معترض حمله و دهها نفر را دستگیر میکنند. مردم با گسترش اعتراضات، موفق میشودند تعداد زیادی از دستگیر شدگان را آزاد  کنند. جزئیات این حرکت با شکوه را میتوان از نشریات و سایت های خبری حزب حکمتیست در یافت کرد.
پیشتازان رهایی زن
در حرکت مردم مریوان، دوهزار نفر، نفرت و انزجارشان را نسبت به فرهنگ، اخلاق، قانون و ارزشهای مردسالارانه، قومی و اسلامی،  نشان دادند، فرهنگ و قوانیی که از پدری دلسوز جنایتکار میسازد، او را تماما از مغز، عاطفه، احساس و شرافت انسانی تهی و چون قاتلی حرفه ای به قصابی جگرگوشه بیگناهش میفرستد. در این حرکت دو هزار نفر در عین حال عمیق ترین همبستگی انسانی  را بدرقه راه فرشته کردند و کیفرخواست حقوق پایمال شده این قربانی معصوم را به میان کشیدند.
مردم مریوان و شهرک کانی دیار، به قاتل فرشته، به تهدید کنندگان و قاتلین بعدی دخترانی که پا از مرزهای ممنوعیت های ناموسی – اسلامی فراتر میگذارند، جلوه ای از قدرت خود را نشان دادند. مردم در این اعتراض بعلاوه به خانواده هایی که  سلامت دختران و زنان شان را به خطر میاندازند، خانواده هایی که به  زنان و دختران،  به جرم چشیدن اندک طعمی از آزادی، تعرض میکنند و آنها را "تنبیه" و مجازات  ناموسی - اسلامی میکنند، درس فراموش نشدنی دادند. این مردم قدرت مقابله خود، آمادگی خود در دفاع از هر زن و دختری که مورد تعرض خانوداگی – حکومتی قرار میگیرد، را نشان دادند. مردم بعلاوه به جمهوری ضد زن اسلامی،  نه تنها در کردستان، در سراسر ایران درس مهمی دادند. معترضین متحد و متشکل اعلام کردند که زن ستیزی اسلامی، قانونی و خانوداگی، را تحمل نمی کنند و برای جلوگیری از آن، متحد و متشکل، آماده اند. آنچه که موجب حمله مامورین دولتی به اجتماع اعتراضی مردم مریوان، دستگیر و زندانی کردن آنها شد، این اعلام حضور و این  اعلام آمادگی بود. این جنبش قادر است هر دستی که توسط خانواده یا رژیم علیه زن بلند میشود را  دستبند بزند! حرکت مردم مریوان و حوالی آن جلوه ای از جنبش مردمی  دفاع از حقوق زن، جنبش رادیکال و سکولاری است که میتواند و قادر است  به انقلاب ضداسلامی و زنانه برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی،  گسترش یابد. زنده باد مردم آزادیخواه و برابری طلب مریوان!  
در شرایطی که تعدادی از فعالین حقوق زن در پایتخت و سایر شهرهای ایران، با ارسال  بادکنک های بادی و رنگینی چون "کمپین یک میلیون امضا"   دل به برخی قوانین "بهتر" اسلامی و ترجمه های "بهتری" از اسلام توسط  آیت الله های "خوش خیم تر"  دوخته اند تا بلکه قربانیانی چون فرشته مورد "عطوفت اسلامی" قرار گیرند و مجازات اسلامی "کمتری" از قصابی شدن را تجربه کنند، مردم مریوان پرده های این ریاکاری های عقیم و گمراه کننده را کنار زدند. در شرایطی که در شهرهای اصلی ایران  فعالینی در کمپین های  تعدیل لایحه اسلامی "حمایت از خانواده"  مشغول چانه زنی بر سر حدود و ثغور اجرای محدودیت ها،  مجازات ها و قوانین اسلامی در حق خانواده،  زن و مرد و کودک اند، در چنین شرایطی مردم آزادیخواه و برابری طلب مریوان با اعتراض به کلیت قوانین ضد زن در قانون اساسی، درسهای مهمی به جنبش دفاع از حقوق زن در سراسر ایران دادند. مردم مریوان،  در دل گردوخاکی که برخی از فعالین از قافله عقب مانده و طرفدار " تعدیل قوانین ضد زن -  اسلامی" هوا کرده اند، فعالینی چون خانم عبادی، میدان جنگ واقعی برسر حق زن را نشان دادند.
 این حرکت جلوه باشکوهی از حنبش مردمی، ضد حکومتی، ضد اسلامی و غیر دولتی در دفاع از حق زن و در اعتراض به تمامیت قوانین ضد زن اسلامی بود. این راهی است که تمام مدافعین حقوق زن در سراسر ایران، تمام میلونها زن و مرد و دختر و پسری که هر روز در کوچه و خیابان و مدرسه و دانشگاه و محل کار، علیه قوانین ضد زن و علیه  آپارتاید جنسی اعتراض میکنند ، میتوانند در آن قدم بگذارند.
زنده باد مردم مریوان ، زنده باد برابری زن و مرد، زنده باد  آزاد ی و برابری ، مرگ بر جمهوری اسلامی

گزارش تصویری BubbleShare: Share photos - Play some Online Games.

 

چند عکس جالب، اما بی ربط به مطلب بالا ، در ادامه مطلب

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  کومه‌له: از توهم تا واقعیت (به بهانه تشکیل فراکسیون جدید ناسیونالیستی در کومه له)
مرتبط با : از دیگران
ارسال شده در: دوشنبه چهارم شهریور 1387

کورش مدرسی

بخش ۱     بخش ۲

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

  مجازات اعدام شنيع ترين شکل قتل عمد است
مرتبط با : از دیگران
ارسال شده در: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
 مصاحبه با فصلنامه خاوران، نشريه سازمان دفاع از زندانيان سياسى ايران     

 مطلبى که در زير ملاحظه ميکنيد پاسخهاى منصور حکمت به پرسشهاى ما در زمينه لغو اعدام است که در اصل براى کتاب ناتمام “چرا لغو اعدام” در نظر گرفته شده بود. که به لحاظ آماده نبودن کتاب مذکور فعلا آن را در خاوران درج ميکنيم. با سپاس از منصور حکمت که با وجود گرفتاريهاى بسيار به درخواست ما پاسخ مثبت داد.                                                 

 

خاوران: حزب کمونيست کارگرى در اسناد خود به صراحت از ضرورت لغو اعدام سخن گفته است، اما شما از چه زاويه و نگاهى و با چه تحليلى لغو اعدام را ضرورى ميدانيد؟                                      

منصور حکمت: مجازات اعدام اسم دولتى کلمه کشتن است. افراد يکديگر را به قتل ميرسانند، اما دولتها افراد را به “اعدام” محکوم ميکنند. خواست لغو اعدام و ممنوعيت قتل نفس هردو از يکجا مايه ميگيرد، مخالفت با کشتن عامدانه و آگاهانه و با نقشه قبلى کسى توسط کس ديگر. اينکه يکسوى اين قتل يک دولت و يا يک مرجع فائقه سياسى است کوچکترين تغييرى در اين واقعيت نميدهد که ما با يک قتل عمد طرفيم. مجازات اعدام وقيحانه ترين و کثيف ترين شکل قتل عمد است. چون يک نهاد سياسى، جلوى روى مردم، با اعلام قبلى، از قول جامعه، در نهايت حق بجانبى، در نهايت خونسردى، تصميم به کشتن کسى ميگيرد و روز و ساعت واقعه را هم اعلام ميکند.
 
خاوران: با لغو مجازات اعدام، جنايتکاران قاتل چگونه بايد کيفر ببينند؟                  
 
منصور حکمت: سوال جالبى است. با لغو مجازات اعدام همان اول جلوى يک قاتل عمده، يعنى دولت، که هيچوقت هم بخاطر قتل نفس کيفر نديده است گرفته ميشود. سوال شما اين تصور را بوجود مياورد که گويا مجازات اعدام را براى کيفر دادن قاتلين ابداع کرده اند. يا گويا اين مجازاتى است که قانونگذاران پس از غور و تفحص با جرم قتل متناسب يافته اند. اما مجازات اعدام ربطى به مساله قتل در جامعه ندارد. تاريخ خودش را دارد. حقوق و قدرت دولتهاى امروز در برابر اهالى، امتداد حقوق و قدرت دولتهاى ديروز است. وقتى آغا محمد خان قاجار تمام اهالى يک شهر را کور ميکند و ميکشد، مشغول کيفر دادن کسى بخاطر جرمى نيست. وقتى اسب دزد را در آمريکا دار ميکشند و يا سرباز فرارى را اعدام ميکنند، مشغول کيفر دادن کسى به معنى قضايى کلمه نيستند. بلکه صاف و ساده دارند مردم را سرجايشان مينشانند، دارند مردم را به تمکين به مقررات و دستورات وادار ميکنند. دارند ارعاب ميکنند. دارند حکومت ميکنند. در همين جهان امروز اعدام فقط کيفر قتل نيست، کيفر سکس غير مجاز، کيفر احتکار، کيفر اعتقاد به مرام اشتراکى، کيفر تشکيل احزاب مخالف، کيفر طنز کردن خدا و پيغمبر و امام، کيفر همجنس گرايى و غيره هم هست. کشتن اهالى، از ابتداى جامعه داراى حاکميت، يک رکن به تسليم کشيدن مردم بوده و هنوز هم هست. تاريخچه مجازات اعدام نه در مباحثات حقوق قضايى درباره جنايت و مکافات، بلکه در تاريخ حاکميت طبقاتى و دولت است. امروز هم دولت ها شهروندانشان را ميکشند. بايد جلوى اين را گرفت.            

ميپرسيد اگر مجازات اعدام نباشد بايد با قاتلين چه کرد. کشتن قاتل تکرار قتل است. ما ميگوئيم اين يک کار را بهيچوجه نميشود کرد. اينکه چه کار ديگرى ميشود کرد بستگى به فلسفه قضايى جامعه دارد. در همين سيستم موجود ميتوان قاتل را حبس کرد. در يک جامعه ايده آل شايد بشود مردم را از تکرار جرم توسط او مصون کرد، تلاش کرد قبح کارش را به او فهماند، بدون آنکه حتى لازم باشد آزادى اش را هم از او سلب کنند. در يک جامعه ايده آل شايد بشود کارى کرد که قتل عمد رخ ندهد.                                          

 

نوشته شده توسط نامجو تهمی ,

درباره وبلاگ
 
 
 

 
لیست دوستان

برای اعضای گروه
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com